تبليغاتX
علی امیری

آیا تا به حال برایتان اتفاق افتاده که در حالت بلاتکلیفی قرار بگیرید ؟ چه کرده اید ؟

بدترین حالت انتظار حالت بلاتکلیفی است مثل زندانی ای می ماند که نمی داند رفتنی ست یا ماندنی ؟ و یک حالت انزجار بسیار بدی به او دست داده است.

بلاتکیفی در هر حالت می تواند حتی انسانهای بزرگ را زیر چرخهای آسیاب خود ، خرد کند زیرا جلوی هرگونه فعالیت و حرکت را می گیرد  و ما را چون آبی می کند که در گودالی محصور است و محکوم به مرداب شدن . اما اگر هوشیار باشیم معمولا می توانیم با این حالت روانی مقابله کنیم . زیرا  انسان را برای توانایی آفریده اند نه ناتوانی ، با حالت بلاتکلیفی می توان کنار آمد و اثرات نامطلوب آن را می توان تا حد بسیار زیادی کاهش داد . به نظر من در این حالت باید اینگونه عمل کنیم تا حدالامکان از آسیبهای روانی مصون شویم :

1 - در حال زندگی کنیم منظور من از اینکه در حال زندگی کنیم این نیست که گذشته را از یاد ببریم و آینده را نیز در نظر نداشته باشیم بلکه منظور من این است که هر لحظه را برای همان لحظه زندگی کنیم نه عقبتر و نه جلوتر  به قول مسیح هر لحظه متولد بشویم . در واقع با تجربه گرفتن از گذشته امروز خود را برای فردایمان بسازیم اگر این روش را سر لوحه زندگی خود قرار دهیم و ذهنیات منفی خود را پاک کنیم نه تنها در این باب که با بسیاری از مشکلاتی که هر روز با آنها روبرو هستیم می توانیم دست و پنجه نرم کرده و پشت آنها را به خاک بمالیم .

2 با استرس هایمان کنار بیاییم ، توجه داشته باشید که سرکوب یک ناهنجاری خود می تواند ناهنجاری دیگری به ارمغان آورد . پس به جای اینکه با استرس ها مقابله کنیم آنها را بپذیریم و سپس در جهت بهبود وضع موجود قدم برداریم .

اما درهر حال بهترین راه مقابله با عوارض این بلاتکلیفی این است که سعی کنیم با مطالعه و نوشتن خود را برای انجام فعالیتها در آینده آماده کنیم ، هرچند هنگامی که فرد به چنین حالتی دچار می شود ، حوصله انجام چنین کارهایی را هم ندارد .

 

+ نوشته شده توسط علی امیری در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:24 |

آقازاده گفت برو پشت پنجره و بیرون راتماشا کن و هرچه می بینی بنویس !!

اگر با دقت به مردمی که مرتب در رفت و آمدند نگاه  کنی سردرگمی و بلاتکلیفی را به خوبی در حرکاتشان مشاهده می کنی ! البته این بدان معنی نیست که هیچکدام از آنها نمی دانند که چه می کنند و چه می خواهند ، بلکه منظورم اینست که عمده مردمی که در اطراف ما زندگی می کنند هدف خود را گم کرده اند و بیهوده تلاش می کنند . همه به بیماری روز مره گی دچار شده اند . هرروز صبح بلند می شوند ، سرکار می روند ( اگر جزء بیکاران نباشند ) و شب به خانه برمی گردند ، غذا می خورند و می خوابند بدون اینکه بدانند واقعاً از زندگی چه می خواهند . بسیاری از افسردگیها و کج خلقیهایی که همشهریان ما بدان دچار شده اند نیز ریشه در همین روزمره گی و بلاتکلیفی دارد و تازمانی که پژوهش و مطالعه آزاد و نیز شادابی و نشاط و امنیت روانی به جامعه راه نیابد امیدی به بهبود این وضع نیست و این وظیفه مدیران و مسئولین است که با حمایت  از روشنفکران ، نخبگان و فرهیختگان علمی و فرهنگی و استفاده از نظریات آنها جامعه را از بن بستی که به سمت آن می رود نجات بخشند .   

+ نوشته شده توسط علی امیری در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:3 |

محقق و پژوهشگر در ایران هرگز به رسمیت شناخته نمی شود. چرا که مزایا و درآمد یک محقق در آزمایشگاه آنقدر کم و ناچیز است که هیچ کس رقبت چنین کاری را نیز در خود نمی بیند. در جهان پیشرفته بیش از 5/3 درصد تولید ناخالص ملی صرف تحقیقات می شود و این فرصت مناسبی است که هم از نظر علایق و هم از نظر ذهنی فرد به کار بپردازد و هم به نیازهای معیشتی خود پاسخ دهد. ولی در کشور ما اعتبارات پژوهشی به حدی است که فرصت و منزلت شغلی نخبگان ، دانشجویان پژوهشگران و اصحاب علم را به شدت آسیب پذیر کرده است .متن کامل مقاله را در قسمت ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی امیری در شنبه سی ام اردیبهشت 1385 و ساعت 16:58 |
آقازاده مرتب اصرار می کند که بنویسم . او از من می خواهد حرفهایم را بصورت نوشته بیان کنم . اما مدتی است کمی خسته شده ام و وقتی می بینم در جامعه چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن نمانده دلسرد می شوم .

 روزمره گی آفت خلاقیت و فرهنگ و هنر است . متاسفانه جامعه ما مدتی است دچار این روزمرگی شده است . رها شدن از دام روزمرگی جز با اراده و پشتکار امکان ندارد . روزمرگی را با تحکم وتکبر و مدیریت اقتدارگرا نمی توان از بین برد . راه چاره آن توجه به نخبگان و استفاده از نظریات کارشناسان واقعی است نه سفارشی هایی که تنها عنوان کارشناس را یدک می کشند .

اما آیا این رویا به واقعیت نزدیک می شود ؟!

+ نوشته شده توسط علی امیری در شنبه سی ام اردیبهشت 1385 و ساعت 9:13 |

استرس فشار و فرسایش بدن به هنگامی است که با محیط پیوسته در حال تغییر سازگار شویم. چنین تغییراتی آثار جسمانی و هیجانی بر ما می‌گذارد و می‌تواند احساسات مثبت یا منفی ایجاد کند. عدم ثبات در سیستمها درجامعه کنونی ما موجب شده میزان فشار و استرس ناشی از بلاتکلیفی و ناامیدی ناشی از عدم امنیت افزایش فزاینده ای داشته باشد این بی ثباتی علاوه بر وارد کردن زیانهای جسمی و روحی به افراد ،خصوصاً اندیشمندان و نخبگان موجب زیانهای سیاسی و اقتصادی فراوانی بر جامعه می شود که ازجمله آن فرار مغزها - فرار سرمایه های مادی و عدم امنیت سرمایه گذاری و درنتیجه افزایش تورم و بیکاری را می توان نام برد .

چه خوب است مدیران سازمانها قبل از هر اقدامی ایجاد امنیت روانی و آرامش و ثبات در همه شاخصها را سرلوحه تصمیمات خود قرار دهند تا از بروز خسارتهای فراوان مادی و معنوی جلوگیری شود .   

+ نوشته شده توسط علی امیری در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:59 |

غیبت - تهمت - دروغ

بزرگترین آسیبهای نظامها و سیستمهای اداری و کاری جامعه ی ما

رذائلی که محیط پیرامون مارا فرا گرفته و روز به روز گسترش بیشتری می یابد .

ریشه ی بسیاری از این رفتارها را باید در بیکاری جستجو کرد . زمانی که به برکت وجود و وفور پول نفت کسی به فکر تولید و سازندگی و خلاقیت نیست و کارکنان ادارات مختلف تنها به امید دریافت حقوق اول ماه صبح را به شب می رسانند کاری جز نشستن و غیبت کردن و شایعه ساختن ندارند .

اما آنچه در این بین فدا می شود و البته اهمیتی ندارد آبرویی است که از افراد     می رود .

 

+ نوشته شده توسط علی امیری در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:50 |

چه خوش است نیستی   /    که هرجا که ایستی     /   کس نگوید که کیستی

+ نوشته شده توسط علی امیری در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:39 |
وقتی به جهان لبخند بزنیم جهان هم به ما شادمانانه نگاه خواهد کرد و این همان لحظه ایست که زندگی را زیبا می کند .
+ نوشته شده توسط علی امیری در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 9:49 |
امروز صبح برای چندمین بار بحث چارت و نمودار وساختار و شرح وظایف در حوزه های مختلف مطرح شد . فکر کردم ما که هنوز شرح و ظایف و جایگاه تشکیلاتی خود را نمی دانیم چگونه می خواهیم برای فرهنگ و هنر همشهریانمان تصمیم بگیریم . تازه وقتی هم با کلی بحث و جدل و جلسه بازی نظرمان را می دهیم کسی گوشش بدهکار نیست و هرکسی تنها براساس معیار و سلیقه ی خودش کار را پیش می برد .سلیقه ای عمل کردن معضلی است که سالهاست به آن دچار شده ایم . با هر تغییر مدیریت همه چیز به هم می ریزد و سلیقه ی مدیر جدید در تمام امور حتی رنگ در ودیوار جایگزین قبلی می شود . چه هزینه ها که صرف می شود و آنچه البته ارزش ندارد وقت و انرژی و هزینه مادی وانسانی است که تباه میشود و هیچکس نگران نیست ...

+ نوشته شده توسط علی امیری در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 15:50 |

امروز یکی از همکاران را دیدم که کتابی با نام مدیریت زمان در دست داشت . با خود فکر کردم ماکه هیچگاه حتی به زمانهای از دست رفته  خود فکر نمی کنیم چگونه می خواهیم آن را مدیریت کنیم .

+ نوشته شده توسط علی امیری در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:3 |

زیبایی و زشتی در اطراف مانیست بلکه در نگاه ماست . چشمهایمان را همانگونه که سپهری گفته است بشوییم . جهان همه زیبا یی را به ما ارمغان خواهد داد .

+ نوشته شده توسط علی امیری در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:57 |
آقازاده می گوید : فرهنگ ماشین تولید معناست .

اما کدام فرهنگ ؟ کدام معنا؟

وقتی درجامعه بی فرهنگی فرهنگ و ضد ارزش ارزش می شود آیا براستی می توان فرهنگ را ماشین تولید معنا دانست ؟

در این مورد بازهم می نویسم .

+ نوشته شده توسط علی امیری در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385 و ساعت 20:2 |
--------------------------------------------------------------------------------------------------
-----------------